قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2177
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و هفدهم از رحلت خير البشر در الكامل التّاريخ مسطور است كه در اوايل اين سال در بغداد ، اتراك بر جلال الدّوله تمرّد نموده در مقام اخراج او شدند . هرچند جلال الدّوله سه روز مهلت خواست ، قبول نكردند تا آنكه بىحيايى را به جايى رسانيدند كه به جانب او خشت و سنگ انداختن شروع كردند ؛ چنانچه چند خشت پاره به جلال الدّوله خورد . غلامان او چون اين حال را مشاهده نمودند در مقام ممانعت و مدافعت آمده ايشان را از خانهء جلال الدّوله بيرون كردند . و جلال الدّوله از ترس ايشان از راه ديگر بيرون رفته كه كسى او را نمىشناخت به كشتى سوار شده به جانب محلهء كرخ رفت ، و از كشتى پياده شده پناه به سيد مرتضى علم الهدى برد . و روز ديگر ، از سراى شريف علم الهدى بيرون آمده راه تكريت پيش گرفتند و در آنجا در منزل رافع بن حسين ، كه والى تكريت بود ، قرار گرفت . اتراك بىباك چون خبر يافتند كه جلال الدّوله از خانهء خود بيرون رفته به خانهء او درآمدند و آنچنان نهب و غارت كردند كه دروازه و پنجرهء خانهء او را نيز شكسته ، بردند . آخر الأمر ، خليفه ، القائم بامر اللّه ، در مقام اصلاح درآمده باز جلال الدّوله را طلب داشت و مهمّ سپاه را صورت داده اتراك را در مقام اطاعت و انقياد درآورد « 1 » . امّا چون دولت ديالمه روى به تنزّل و زوال نهاده بود ، اين مصالحه هيچ فايده نداشت ؛ چه ، حاكم هرگاه يكمرتبه ، بىاعتبار و
--> ( 1 ) . با مطالعهء كارنامهء هفده سال امارت جلال الدّوله در بغداد ، چنين نتيجهگيرى مىتوان كرد كه وى در واقع ملعبهء اغراض و اهواى تركان بود . با آنكه آنها پشتيبان امارت وى بودند ، وى به هيچ عنوان بر آنها تسلّطى نداشت . بغداد در دوران امارت وى ( 418 - 435 ه . ق ) عرضهء شورشهاى سپاه و شهرى بود كه در آن جنگهايى بين شيعه و سنّى اتفاق افتاد و محل غلبهء عياران و رندان شد .